من...دختری مغرور و حساس...

متن مرتبط با «غرور بنات» در سایت من...دختری مغرور و حساس... نوشته شده است

غرور

  • نیلوبلاگ

    من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم...نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟ خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نابود ساخته......خسته ام......................................

    ادامه مطلب
  • من با غرورم، غرور یک پسر را شکستم

  • نیلوبلاگ

    نمی دیدمش اما می گفت تو اشک من را در آوردی ...غرورم را شکستی .... لهم کردی..... اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود.... می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم....تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر....من مغرور بودم اما نه اینکه بخواهم کسی را له کنم.....من مغرور بودم چون خدایم گفته که در برابر نامحرم مغرور باشم....اما او هزار فکر در باره ی من کرد و در آخر به من تهمت زد.....اکنون چند سال گذشته ....من هنوز او را نبخشیده ام....نمی خواهم ببخشمش.....

    ادامه مطلب
  • ماجرای غرور.....

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «غرور.....» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم...نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نا...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از من با غرورم ، غرور یک پسر را شکستم...

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «من با غرورم ، غرور یک پسر را شکستم...» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود....می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم....تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر....من مغرور...

    ادامه مطلب
  • من با غرورم ، غرور یک پسر را شکستم...

  • نیلوبلاگ

    نمی دیدمش اما می گفت تو اشک من را در آوردی ...غرورم را شکستی .... لهم کردی..... اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود.... می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم.... تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر.... من مغرور بودم اما نه اینکه بخواهم کسی را له کنم..... من مغرور بودم چون خدایم گفته که در برابر نامحرم مغرور باشم.... اما او هزار فکر در باره ی من کرد و در آخر به من تهمت زد..... اکنون چند سال گذشته ....من هنوز او را نبخشیده ام.... نمی خواهم ببخشمش.....برایم فرقی نمی کند درباره من چه فکر کرده و چه فکر خواهد کرد..... اما حاضرم بر این غر...

    ادامه مطلب
  • غرور.....

  • نیلوبلاگ

    من زخم خورده ی غرورم هستم... من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم... نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟ خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نابود ساخته...... خسته ام......................................

    ادامه مطلب