خرید بک لینک

من تا دبیرستان خیلی خوب درسم را می خواندم و با اینکه نمره هایم خوب بود و جزء شاگردان برتر بودم اما هیچگاه مغرور نشدم.تا اینکه به کنکور رسیدم و آن وقت بود که کم کم غرور به سراغم آمد...

من عوض شدم....دیگر آن دختر سابق نبودم.وقتی خروجی ی کنکور آمد با حالتی متکبرانه گفتم که من باید خیلی بهتر از این می شدم و هوا برم داشت که در جواب کنکورم اشتباه شده!!!!

من عوض شدم...

رتبه ام خوب بود اما من بهتر میخواستم بنابراین فقط غر میزدم که رتبه ام خوب نشده و فلان و بهمان....

وارد دانشگاه شدم و فقط سر رتبه با همه بحث می کردم. خب رتبه بعضیا از من پایین تر بود و من با خودم فکر میکردم من خیلی از آن ها برترم.امتحان های میان ترم شروع کار شد و نمره های من یکی بدتر از دیگری...ترم اول معدلم خیلی بد شد.....من به این مسئله مغرور بودم که چون تا دبیرستان همیشه شاگرد اول بوده ام پس مطمئنا در دانشگاه هم برتر خواهم بود...اما زهی خیال باطل...

من با غرورم به درس و دانشگاهم آن چنان ضرری زدم که هیچ گاه جبران نشد.....

ادامه دارد...

برچسب: نویسنده: یاسین کاشانی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 19:24

صفحه بندی