
من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم...نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟ خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نابود ساخته......خسته ام......................................
ادامه مطلب
من تا دبیرستان خیلی خوب درسم را می خواندم و با اینکه نمره هایم خوب بود و جزء شاگردان برتر بودم اما هیچگاه مغرور نشدم.تا اینکه به کنکور رسیدم و آن وقت بود که کم کم غرور به سراغم آمد... من عوض شدم....دیگر آن دختر سابق نبودم.وقتی خروجی ی کنکور آمد با حالتی متکبرانه گفتم که من باید خیلی بهتر از این می شدم و هوا برم داشت که در جواب کنکورم اشتباه شده!!!! رتبه ام خوب بود اما من بهتر میخواستم بنابراین فقط غر میزدم که رتبه ام خوب نشده و فلان و بهمان....وارد دانشگاه شدم و فقط سر رتبه با همه بحث می کردم. ...
ادامه مطلب
نمی دیدمش اما می گفت تو اشک من را در آوردی ...غرورم را شکستی .... لهم کردی..... اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود.... می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم....تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر....من مغرور بودم اما نه اینکه بخواهم کسی را له کنم.....من مغرور بودم چون خدایم گفته که در برابر نامحرم مغرور باشم....اما او هزار فکر در باره ی من کرد و در آخر به من تهمت زد.....اکنون چند سال گذشته ....من هنوز او را نبخشیده ام....نمی خواهم ببخشمش.....
ادامه مطلب
در این میان به هیچ کس لطمه ای نخورد....آن پسر هم به سراغ زندگی اش رفت...خودش می گفت من در زندگی ام هر چیز سرجایش است و بعد از چند بار تماس که جوابش را ندادم بی خیال شد...اعتنا نکردن به او هم من را نجات داد هم خودش را...او فقط در یک احساس زودگذر غرق شد و خیلی زود بیرون آمد... غرور من خودم را له کرد......
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «غرور.....» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم...نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نا...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «من عوض شدم...» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من عوض شدم....دیگر آن دختر سابق نبودم.وقتی نتیجه ی کنکور آمد با حالتی متکبرانه گفتم که من باید خیلی بهتر از این می شدم و هوا برم داشت که در جواب کنکورم اشتباه شده!!!!رتبه ام خوب بود اما من بهتر میخواستم بنابراین فقط غر میزدم که رتبه ام...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «من با غرورم ، غرور یک پسر را شکستم...» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود....می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم....تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر....من مغرور...
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «فقط خودم نابود شدم...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در این میان به هیچ کس لطمه ای نخورد....آن پسر هم به سراغ زندگی اش رفت...خودش می گفت من در زندگی ام هر چیز سرجایش است و بعد از چند بار تماس که جوابش را ندادم بی خیال شد...اعتنا نکردن به او هم من را نجات داد هم خودش را...او فقط د...
ادامه مطلب
من با غرورم فقط خودم را بی اندازه بالا بردم و ناگهان بر زمین افتادم... در این میان به هیچ کس لطمه ای نخورد.... آن پسر هم به سراغ زندگی اش رفت...خودش می گفت من در زندگی ام هر چیز سرجایش است و بعد از چند بار تماس که جوابش را ندادم بی خیال شد...اعتنا نکردن به او هم من را نجات داد هم خودش را...او فقط در یک احساس زودگذر غرق شد و خیلی زود بیرون آمد... غرور من خودم را له کرد......
ادامه مطلب
نمی دیدمش اما می گفت تو اشک من را در آوردی ...غرورم را شکستی .... لهم کردی..... اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود.... می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم.... تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر.... من مغرور بودم اما نه اینکه بخواهم کسی را له کنم..... من مغرور بودم چون خدایم گفته که در برابر نامحرم مغرور باشم.... اما او هزار فکر در باره ی من کرد و در آخر به من تهمت زد..... اکنون چند سال گذشته ....من هنوز او را نبخشیده ام.... نمی خواهم ببخشمش.....برایم فرقی نمی کند درباره من چه فکر کرده و چه فکر خواهد کرد..... اما حاضرم بر این غر...
ادامه مطلب
من زخم خورده ی غرورم هستم... من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم... نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟ خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نابود ساخته...... خسته ام......................................
ادامه مطلب